تبليغاتX
sara

sara

+ نوشته شده در  ساعت 16:4  توسط nazanin  | 

+ نوشته شده در  ساعت 19:15  توسط nazanin  | 

نوشتن

شروع مي کنم به از تو نوشتن کاغذ مست مي گردد قلم به رقص در مي آيد نمي دانم


چرا هر وقت مي خواهم چيزي از تو بر روي کاغذ بياورم واز تو بنويسم


وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد مي آييم.عزيزم!تمام شب در خيالت گريستم


هنوز پاييز چشمانت را روي شاخه هاي سرد انتظار جستجو مي کنم نمي داني چقدر


محتاج نوام.هنوز کاغذهايم به شوق نگاهت رنگ کاهي را پس مي زند وتمام شب


وتمام ثانيه ها، يکي يکي مي گذرندوبه دريا ها اشک هايم روان مي شوند انگار


تاب ديدن پاييز چشمانت را ندارد کاش برگردي زود،کوچه بي تو دل تنگي دارد


کاش برگردي زود ومي ديدي که دلم بي تو چه حالي دارد ببيني که هنوز حلقه


زرد خورشيد داغ تنهايي من را دارد کاش زود برميگشتي تا قاب عکس روي ديوار


تهي از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش


زود بر مي گشتي.تو اگر برگردي من تمام شاخه هاي گل ياس را با تمام احساس

 

تقديمت مي کنم.

 
+ نوشته شده در  ساعت 18:41  توسط nazanin  | 


 
زن
زن...
...دیه اش نصف دیه ی توست...
و مجازات زنایش با تو برابر...
میتواند تنها یک همسر داشته باشد...
و تو
مختار به داشتن ۴ همسر هستی...

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی
ولی لازم است...
و تو هر لحظه که بخواهی
به لطف قانون گذار ازدواج میکنی..

در محبسی به نام بکارت زندانیست اما تو..

او کتک میخورد
تو محاکمه نمیشوی...

او میزاید تو برای کودکش نام انتخاب میکنی...
او درد میکشد تو نگرانی نوزاد دختر نباشد....
او بیخوابی میکشد تو خواب حوریان بهشتی را میبینی...
او مادر میشود و همه جا میپرسند:(نام پدر؟؟؟)

و هر روز...
او متولد میشود/عاشق میشود/مادر میشود/
پیر میشود/میمیرد/
و قرن هاست که او عشق میکارد و کینه درو میکند
 
+ نوشته شده در  ساعت 18:38  توسط nazanin  | 

+ نوشته شده در  ساعت 18:31  توسط nazanin  | 

+ نوشته شده در  ساعت 18:17  توسط nazanin  | 

+ نوشته شده در  ساعت 18:52  توسط nazanin  | 

+ نوشته شده در  ساعت 15:26  توسط nazanin  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت 15:18  توسط nazanin  | 

+ نوشته شده در  ساعت 14:45  توسط nazanin  |